• صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
دوستان من
  • اکسیژن
  • مه دود
  • ایوار
  • Owtana Studio
  • دو پله گودتر
  • روز نوشته های یک روزنومه چی ولگرد!
  • نیوکمپ
  • ندا
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



دایره ى آبى
امید امید امید امید . .
لیلا تو آدم نیستی
نویسنده: انگشت اشاره - جمعه ٥ فروردین ۱۳٩٠

لیلا تو عاشق نیستی ٬آدم که هستی٬ نیستی؟

هوشیار می بینیم تو را٬ آگه ز مستی نیستی

من مست بودم ناز چشم ٬حد! من تو را می خواستم

با ناوکت تیرم زدی٬ دیدی که پستی٬ نیستی؟

هوشیار را با تو چه کار٬ بیدار را با تو چه کار

من٬ کشته ی راه تو ام٬ عیسی که هستی ٬نیستی؟

در قله ها می جستمت ٬اما نمی دیدم تورا

آخر فرو افتادم و دیدم که پستی ٬نیستی؟

این بود حرف اولم ٬تا آخر خط با تو ام

اما نمی دانم چرا٬ یکباره گفتی نیستی

                        لیلا تو آدم نیستی

 

نظرات ()



وبسایت
نویسنده: انگشت اشاره - شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸۸

سلام

من رو در  وبسایتم در دانشگاه شریف  پیدا کنید

باید برم

نظرات ()



شکر
نویسنده: انگشت اشاره - دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۸

واقعا آدم تا چه حد ممکنه که بد بیاره؟

مثلا میشه صبح روز عید فطر بلند شی و بخوای بری واسه نماز عید. ببینی ماشینت پنچره. پنچریشو بگیری بری واسه خودت.

بعد فقط چند ساعت ماشینو ببری نشون یک جلوبند ساز بدی و بگی صدا میده و اونم همه چیزشو عوض کنه و بعد معلوم بشه از هیچکدومش نبوده.

بعد چند ساعت دیگه پلیس بی خودی بهت گیر بده که چرا آلودگی صوتی درست کردی(اینو بعدا مفصلن توضیح میدم)   و مدارک ماشینتو توقیف کنه.

 فقط دو دقیقه که از دست این پلیسه راحت شدی ،یکی بیاد صاف تو شکم ماشینت. این بار خودت زنگ بزنی به پلیس.

خوشحال شی که دیگه نصفه شبه و هر چی بود تموم شده.

و صبح دوباره ماجرای تازه که دیگه میفته واسه فرداش.

در این مواقع فقط باید گفت

شکر

مباد که از بد بتر شود

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »