لیلا تو عاشق نیستی ٬آدم که هستی٬ نیستی؟
هوشیار می بینیم تو را٬ آگه ز مستی نیستی
من مست بودم ناز چشم ٬حد! من تو را می خواستم
با ناوکت تیرم زدی٬ دیدی که پستی٬ نیستی؟
هوشیار را با تو چه کار٬ بیدار را با تو چه کار
من٬ کشته ی راه تو ام٬ عیسی که هستی ٬نیستی؟
در قله ها می جستمت ٬اما نمی دیدم تورا
آخر فرو افتادم و دیدم که پستی ٬نیستی؟
این بود حرف اولم ٬تا آخر خط با تو ام
اما نمی دانم چرا٬ یکباره گفتی نیستی
لیلا تو آدم نیستی
